تكلم به دوزبان بطورمتناوب دوزبانگي ناميده ميشود. همچنين از فردي كه اين عمل را
انجام مي دهد با عنوان شخص دوزبانه ياد مي شود. تعاريف ديگري هم براي دوزبانگي
وجوددارد: برخي آن را به كارگيري هم زمان متناوب و استادانه دو زبان تعريف كرده اند
و برخي هم دانستن مقداري ازيك زبان دوم راكافي دانسته اندتا بتوان عنوان دوزبا نه
رابه آن شخص اختصاص داد. دوزبانگي يكي ازمسأله سازترين واقعِت هايي است كه آموزش و
پرورش كشور ما و بسياري از كشورهاي جهان با آن مواجه است. برابر آمارهاي موجود در
كشور ما زبان مادري حدود نيمي از افراد فارسي است.نيم ديگر بازبانها و گويش هاي
متناوب محلي مانند تركي. كردي. لري. بلوچي. عربي و.... تكلم مي كنند.
چند زبانگي درايران يك امر فراگيراست وبه مناطق خاص ومحدودي اختصاص ندارند.اين
واقعيت ويژگي هاي خود را دارد و براي مسئولان آموزش وپرورش كشورمان حاوي پيام مهمي
درزمينه تأ كيد بر تعليم وتربيت ويژه افراد دو زبانه است .به خصوص زماني كه بدانيم
كودكان دبستاني و به ويژه كودكان پايه اول وسپس دوم وسوم از نظر آموزشي آسيب
پزيرترين قشرهاي دو زبانه هستند. بيش از پيش محرز مي گردند كه خطيرترين مسئوليت
متوجه دست اندركاران آموزش وپرورش دوره ابتدايي است.
دو زبانــــه شدن به طــــريق گـــوناگــــون امكان
پذيــــر است:
۱- بعضي از اشخاص به اختيار خود زبان دوم را فرا مي گيرند. ياد گيري زبان دوم براي
اشخاصي كه به دانشگاه راه يافته ويا در آموزشگاه ها ثبت نام مي كنند يا افرادي به
شهر يا كشوري مهاجرت كرده اند كه داراي زباني متناوب با زبان مادري آنها ست.
۲- گروهي ديگراز اشخاص دوزبانه در يك وضعيت اجباري وشايد هم طبيعي زبان دوم رافرامي
گيرد. كودكاني كه درخانه هايي پرورش مي يابند كه والدين آنها داراي دوزبان متفاوت
هستند وزبان دوم را هم زمان با زبان اول يا با فاصله ي زماني كمي مي آموزند و
كودكاني كه در خانواده اي يك زبانه بزرگ مي شوند اما با ورود به مدرسه با زبان دوم
كه زبان رسمي كشور و زبان آموزشي است مواجه مي گردند. جزو همين دسته هستند. كودكان
وابسته به اقليتها ي زباني يا كودكاني كه به كشوري بازبان متفاوت از زبان مادري خود
مهاجرت مي كنند باهمين روش زبان دوم مي آموزند.دوزبانگي از اين طريق بسيار وسيع
وعميق است.
دو زبانگــــي و پــي آمـــدهاي روان شناختـــــي و
آمـــــوزشگاهــــي:
تمام كودكان ايراني دارای هر زبان كه باشند به محض ورود به مدرسه خود را با زبان
رسمي آموزش و پرورش مواجه مي بينند. در مدرسه بدون توجه به اين كه تا چه حد با زبان
فارسي آشنايي دارد مجبور ميشود به زبان فارسي بخواند. بنويسد. صحبت و حتي مفهوم
سازي و فكر كند. وضعيت جديدي كه كودك در آن قرار مي گيرد تأثير ويژه اي بر وي مي
گذارد.
پي آمد مــــربوط به سازگـــاري اجتماعـــي وعاطفــي:
زبان وسيله اي براي برقراري ارتباط اجتماعي است و به فهم منظور ديگران كمك مي كند
ووسيله مؤثري براي انتقال پيام و منظور به ديگران به شمار مي رود. اگر كودكي در
پيام رساني و فهم منظور و پيغام دیگران با مشگل مواجه باشد رشد اجتماعي او به خطر
مي افتد. به همبن ترتيب كودكان دو زبانه كه زبان همبازي هايشان متفاوت است دچار
مشكلات عاطفي خوا هند شد. كودكان دو زبانه اي كه در مدارس كودكان عادي قرار مي
گيرند. به دليل بيان متفاوت با سايرين يا بيان نا مناسب مطالب مورد تمسخر كودكان
قرار مي گيرند وپي آمد اين وضع احساس خشم وافسردگي است. درچنين شرايطي كه كودك دو
زبانه مورد بي مهري يا بي اعتنا يي همسالانش قرار مي گيرد . بر خود پنداره ي او
تأثير مي گذارد .
دو زبانگــــــي وافت تحصيلـــــي :
افت تحصيلي به نوبه خود به احساس حقارت،نااميدي،بي انگيزگي ودلسردي مي انجامد.همين
ناسازگاريهاي عاطفي در مراحل بعد مجددا موجب افزايش و ادامه افت تحصيلي خواهد شد.
طبق تحقيقاتي كه انجام شده پيشرقت تحصيلي دوزبانه ها را بيش از كودكان يك زبانه
ارزشيابي كرده است. امكان دارد دو زبانگي به تضعيف ارتباط بين معلم وشاگرد منجر شود
ونه تنها شاگرد بلكه معلم را هم در ناراحتي وشرايط دشواري قرار دهد .
كودكان دو زبانه دوره ابتدايي، مخصوصاَ در پايه هاي اول و دوم ، به سبب پايين تر
بودن مرحله رشد ونداشتن تجربه ومفهوم سازه هاي ساده تر وضعيف تر، ممكن است بيش از
سايرين درس معلم را درك نكند. ازطرفي در صورت نه فهميدن مطلب، اين دانش آموزان به
دليل كم رويي واحساس شرم، احتمال كمتري وجود دارد كه پرسش خودرا مطرح كنند وجوياي
حل مشكل خود شوند. نتيجه طبيعي افت تحصيلي است .
معــــايـــــب:
۱- وقتي شخص درحال ياد گيري موضوع جديدي است، عناصر مربوط به دو موضوع با هم تداخل
پيدا مي كنند وگاه آموخته هاي پيشين مزاحم آموختن جديد مي شود و گاه موضوع دوم مانع
آموختن يا به ياد آوردن موضوع نخست مي گردد .
۲- كوشش كودك براي تسلط يافتن بر دو زبان به جاي يك زبان، باعث كاهش توانايي اودر
ياد گيري چيزهاي ديگري خواهد شد كه وي به دانستن آنها نياز دارد .
محـــــاســــن:
۱- فرد دوزبانه از دو زبان سود مي جويد، در نتيجه دوابزار ذهني در اختيار دارد.
دوزبان بودن به ازدياد تواناي هاي با لقوه شخص منجر مي شود.
۲- آشنایي كودك با دو زبان براي او يك امتياز است اما كسب اين امتياز، باپرداختن
بهاي خواصي توأم است .
پيشنهادهـــــا و رهنمـــــــودهاي كاربـــــــردي:
۱- پيش از ورود در مدرسه،دوره هاي آمادگي دولتي مخصوص دو زبانه ها دایر شود و شرط
ثبت نام در پايه اول دبستان داشتن گواهي از اين مراكز باشد.
۲-تـــــربيت معلمـــان ويـــژه.
۳- استفاده ازمعلمـــــان بومــــي آن منطقه.
۴- در آموزش قبل از دبستان ،تأكيد بر آموزش شفاهي و عملي باشد و از تصاوير، لوحه و
ساير وسايل كمك آموزشي استفاده شود.
۵- برگزاري و ارائه آموزشهاي جبراني ويژه كودكان دو زبانه در پيشرفت تحصيلي اين
دانش آموزان مؤثر واقع ميشود .ارائه اين برنامه هاي آموزشي از طريق رسانه هاي
گروهي، به خصوص صدا وسيما بيش از همه مفيد و مؤثر است. نويسنده :فــاطمــه
اسلامیــه http://tps.blogfa.com/