انجمن كتابخانه هاي عمومي سبزوار- مشاهير سبزوار

صفحه نخست | ارتباط با ما |    
   
 

 

شيخ قطب الدين ابوالحسن محمد بن حسين بن تاج الدين حسن بن زين الدين محمد بن حسين بن ابي حامد كيذري ،معروف به "قطب الدين  كيذري "فقيه ،اديب وشاعر فاضل قرن ششم ،از روستاي كيذور سبزوار مي باشد .

وي تحصيلات خود را در مدرسه فخريه سبزوار ،در نزد دانشمنداني چون شيخ طبرسي (متوفي 548ه)مولف تفسير "مجمع البيان "فراگرفت واز شاگردان برجسته اين دانشمند بزرگ جهان تشيع بود واز او ،فقه واصول وتفسير وادبيات و...آموخت .او نسخه اي از تفسير "مجمع البيان "-اين استادش را به خط خويش تحرير كرده كه علامه نوري (صاحب مستدرك الوسايل )آ» را ديده است .

وي پس از فوت استادش طبزسي ،ازمحضر ديگر مشايخ امامي همچون شيخ قطب الدين عبدالله بن حمزه طوسي –نواده ابن حمزه طوسي ،صاحب "الوسيله "-استفاده برد واز او روايت كرده است .شيخ منتخب الدين در "الفهرست "اورا فقيهي ثقه ومهتر وپيشوا شناسانيده است .

برخي اشتباها كيذري را شاگرد عمادالدين عبدالله بن حمزه طوسي –صاحب الوسيله –دانسته اند .اين اشتباه از آنجا ناشي شده كه نواده او هم عبداللع بن حمزه نام داشته كه ملقب به "قطب الدين "و"نصيرالدين "بوده است .چنانكه خود قطب الدين كيذري در "كفايه البرايا "گفته است :"شيخ الافضل علامه قطبالدين ...عبدالله بن حمزه بن عبدالله بن حمزه طوسي –ادام الله تعالي ظل سموه –برايم حديث كرد وبر او قرائت كردم در بيهق در سال 573"

وي ،هنگامي كه از او تاليف كتاب "حدائق الحقائق "خود فارغ شد ،آن را بر استادش شيخ عبدالله بن حمزه طوسي عرضه داشته وابن حمزمه ،آنراپسنديده وتقريظي بر آن نگارشته ودر آن به اجازه داده كه هرچه روايتش نزد وي صحيص است ،از او روايت كند .متن اين «اجازه »كه تايخ 576دارد – پشت يكي از دشتنوشت هاي «اصباحالشيعه »او به يادگار مانده است .

اين اجازه ،گذشته از يارن رساتدن به ما در دريافت حدود تاريخ فوت ابن حمزه –كه مسلما پس از نوشتن اين اجاره نامه بوده –وهمچنين روشن ساختن كيفيت ارتباط اين دو استاد وشاگرد فرزانه ،مشخص كننده مقام وپايگاه قطب الدين كيذري در آن عصر ،ازديدگاه فقيهي بلند رتبه همچون ابن حمزه طوسي است .

از ديگر استادان او ،ظهير الدين محمد بن سعيد هبه تلله راوندي –از فقيهان ثقه وسر شناس وبزرگ شيعه –وديگر ابوالرضا فضل بن علي حسيني راوندي ،معروف به سيد ضيا الدين ابوالرضا راوندي كاشاني (متوفي 570ه ) است كه عماد الدين كاتب اصفهاني درباره او در «خريده القصر»مي نويسد كه او را در كاشان به سال 533،در حالي كه در مدرسه مجديه مردم را وعظ مي‌كرده ،ديده است .چه بسا كيذري به واسطه استادش ،شيخ عبدالله بن حمزه بن عبدالله طوسي ،از وي روايت كرده باشد .

وي مدتي در نيشابور مي زيسته و تا جمادي الاول سال 610در قيد حيات بوده و احتمالا در همين سال و يا چيزي در حدود 616مقارن با حمله مغول به نيشابور در گذشته‌است .در سال 610،اجازتي بر پشت «الفائق»جارالله زمخشري براي كسي كه آن را نزد وي خوانده ،يادداشت كرده وابن فوطي (متوفي 723 ه)صاحب معجم الآداب في معجم الالقاب ،صورت آن را در ترجمه حال كيذري آورده است .

قطب الدين كيذري در فقه و اصول صاحب نظر بود .چنانكه برخي از اقوال او در فقه اماميه مشهور است .علامه حلي (متوفي 726ه)برخي از آراي فقهي او را در «المختلف الشيعه »آورده‌است .فاضل هندي ،مؤلف «كشف اللثام »(متوفي 1137ه)او را ستوده و شيخ حر عاملي در «امل الامل »از او با عنوان فقيه متبحر ياد كرده‌است .

قطب الدين كيذري ،مردي ذوفنون بوده و به شاخه‌هاي گوناگون دانش‌هاي ديني و ادبي،گرايش داشته و سخن صاحب «روضات الجنات »درباره وي كه :«الحبر الديب الماهر و البحر المحيط الزاخر ،ابوالحسن محمد بن الحسين البيهقي النيسابوري المشتهر بقطب الدين الكيذري ،كان من اكمل علماءزمانه في اكثر الافنان و اكثر هم افاده لدقائق العربيه »برهمين بنياد بسي سنجيده‌است .

او از مشايخ علم حديث و خود مردي فقيه ،محدث و متكلم بود .او در ديگر علوم متداول زمان خود ،چون :ادبيات و علوم بلاغت وفنون شعر استاد بود و خود طبعي موزون داشت و اشعار شيوا و لطيفي سروده است .چند بيت از اشعارش در برخي منابع ،از جمله «فوائد الرضويه »و «الكني و الاقاب »شيخ عباس قمي مذكور است .

آثار و تاليفات :

كيذري داراي آثار متعددي است .از آن جمله :

1-حدائق الحقايق في تفسير دقايق احسن الخلايق يا افصح الخلايق :اين كتاب شرحي فشرده است بارويكرد ادبي ،تاريخي و كلامي بر كتاب نهج البلاغه امام علي (ع)،كه مولف آن را در سال 573آغاز و در اواخر ماه شعبان 576به پايان رسانده است .

او در شرح كه از جامع ترين شروح قديمي نهج البلاغه است ،از معارج ابوالحسن بيهقي ،منهاج البراعه قطب الدين راوندي و شرح احمد بن محمد وبري خوارزمي و نظرات بزرگاني چون :ابوعلي سينا و ابو حامد غزالي مطالبي نقل كرده و خود اين شرح نيز از منابع شرح نهح البلاغه ابن ميثم بحراني و علامه مجلسي در كتاب السماءو العالم «بحار الانوار »شده است .

مؤلف درباره انگيزه و چگونگي شروع اين شرح در مقدمه خود چنين مي آورد :«يكي از بزرگان به من پيشنهاد كرد كتاب نهج البلاغه را شرح گويم ودر آن از دو كتاب« معارج»و«منهاج البراعه »بهره جويم و مرواريد پنهان اين در كتاب راآشكار سازم ،همه آنچه رادر اين دو كتاب سود مند مي بينم ،فراروي گذارم و البته برنگاشته صاحبان آن دو كتاب تتمه و تكلمه اي بپردازم و آنچه را بر ايشان پنهان مانده است ،روشن كنم .

در اين شرح نوادري درباره لغت و امثال ،دقايق نحو و علم بلاغت ،شمه اي از تاريخ و وقايع ،گفته هاي ناگشوده اي از متكلمان نخستين و پسين ،اندكي از اصول فقه ،اخبار ،آداب شريعت ،علم اخلاق ومقامات اوليا ،و قدري از طب و هيئت و حساب راگنجانده ام ،به گونه اي كه همه آنچه رادر«معارج»آمده است ،در برمي گيرد ،البته نه بروجه تقليد ،بلكه بر آن شيوه كه يقين مي طلبيده است .

او با ذكر متن كامل هر خطبه ،نامه ياحكمت ،به شرح بندبند آنها پرداخته و گاه يك يا چند خطبه يا حكمت و يانامه راپشت سرهم مي آورد و پس از آن به بيان معاني مفردات و شرح آنها مي پردازد .در خلال شرح خود گاه به آيات قرآن ،احاديث نبوي و نيز اشعار عرب استشهاد يااستناد مي كند .

اين كتاب –بر اساس نسخه اي كه به دست محمدبن ابوالحسن بن محمد قصار در سال 645كتابت شده –و دو نسخه كتابخانه آيه الله مرعشي نجفي و نسخه كتابخانه شخصي آقاي سيد محمد علي روضاتي اصفهاني مكتوب به سال 1049قمري انجام گرفته و به وسيله شيخ عزيز الله عطاردي قوچاني تصحيح و درسال1404قمري در سه جلد در دهلي هندبه طور  افست به چاپ رسيده است .

چاپ ديگر ازهمين تصحيح در سال 1416قمري /1375شمسي با همكاري مؤسسه نهج البلاغه در انتشارات «عطارد »دو جلد منتشر شد.عطاردي علاوه بر ضبط درست متن ،پاورقي هاي ارزشمندي نيز بدان افزوده و مقدمه اي درباره سيد رضي ،نهج البلاغه و كيدري آورده است .

2-الحديقه الانيقه :مشتمل بر اشعاري از حضرت علي (ع)كه در آداب و حكمت و موعظه است و به دست قطب الدين كيذري جمع آوري شده است .اين اثر مبناي اثر ديگر او ـانوار العقول ـقرارگرفته و در مقدمه آن از الحديقه الانيقه ياد كرده است .

3-انوار العقول من اشعار وصي الرسول :اين كتاب مجموعه اي از اشعار حضرت علي (ع)است كه مولف آن را بعد از «حديقه الانيقه »تاليف وبر اساس حروف هجايي قافيه مرتب وتدوين نسلسله سند هر شعر را ذكر كرده وبه شرح وتوضيح ابيات مشكل آنپرداخته است .قطبالدين كيذري ،اين كتاب را پيش از تاليف «حدائق الحقايق »تدوين وتاليف كرده است ؛زيرا در «حدائق الحقايق »از« نوار العقول» ياد مي كند .

به كفته صاحب الذريعه ،«انوار العقول »غير از ديواني مشور متدوالي است كه به حضرت امير المومنين(ع)منسوب است ؛چرا كه آنديوان به دست شيخ ابوالحسن فنجگردي نيشابوري جمع آوري شده است .خود كيذري درباره چگونگي گرداوري اين ديوان چنين توضيح مي دهد كه خلاصه آن از اين قرار است :

در گذشته هاي دور  ،مجموعه اي از اشعار امام (ع)را در حدود دويست بيت به دست آوردم كه امام ابوالحسن فنجگردي فراهم آورده بود .به آن،انس پيدا كردم وبراي جستن اشعار افزون بر آن كوشيدم تا مجموعه اي بزرگتر ومايه ورتر يافتم كه پارهاي از آناز كتاب ممد بن اسحاق وديگر علما بيرون آورده واز كتب مختلف گردآوري شده بود .يكي از برادران ديني پيشنهاد كرد كه آنچه ويژه آداب ومواعظ وحكم وعبر است ،از اين دو مجمومعه جدا شازم ومن خواسته وي ارا برآوردم واين مجموعه تازه ساخته را «الحديقه الانيقه »ناميدم

پس از آن،مجموعه اي از اسعار امير مومنان (ع9به دستم افتاد كه سيد جليل ،ابوالبركات هبه الله بن محمد حسني گرداوره است وبا آنكه د رچيزهاي بود كه تا به حال به دست نياورده بودم ،بسياري از آنچه را پيشتر به دستم رسيده بود نداشت .طلب وكوشش را پي گرفتم ودر كتب تواريخ وسير تفحص كردم آنچه از اين غررودرر يافتم گرداوردم .

ادعايم اين نيست كه هر چه د راين مجموعه است ،از دهان امير مومنان (ع)شنيده شده وايشان قطعا ويقينا ناظم ومنشي آن است ؛بلكه در مورد بسياري از آنها _چون حكم به يقين در چنين مواردي متعذر است –به ظن وتخمين متوسل شده ام .پساگر چيزي از اين مجموعه ،كسي را (در وضعيت انتساب به امام علي )به گمان انداخت ،به طيب كلام بسنده كند .همچنين ،پندار من آن نيست كه همه اشعار آنحضرت را فراهم آوردم وممكن است چيزهاي را به دست نياورده باشم .اين مجموعهرا «انوار العقول من اشعار وصي الرسول »ناميدم

 

انوار العقول با تحقيق استاد كامل سلمان الجبوري –محقق شيعي عراقي –در شال 1409قمري وچاپ آن به اهتمام «دارالمحجه البيضاء»و«دار الرسول الاكرام (ص)»بيروت ،در سال 1419قمري \1999م روانه بازار نشر شد .كامل سلمان جبوري ،اين تحقيق را بر مبناي نسخه اصلي متعلق به «كتابخانه عمومي اوقاف موصل »كه در رجب سال 546 ودر روزگار حيات كيذري كتابت شده ونسخه هاي ديگر اين تصحيح را به سامان رسانده است .

او مستدرك مفصلي هم براي اين كتاب ترتيب داده ودر آن ،اشعاري را كه در امهات كتب لغت وادب وتاريخ وتراجم وجز آن وهمچنين در يك نسخه ازديوان –كه در بغداد است –به امير مومنان (ع)نسبت داده شده ودر «انوار العقول »نيامده است ،گرداورنده وبا حواشي ،منظم ساخته ،به طوري كه متن ومستدرك فبر روي هم 685پاره منظوم(قطعه )را در برگرفته است .

اين اثر با عنوان «ديوان امام علي (ع)»با تصحيح وترجمه دكتر ابوالقاسم امامي ،به سال 1373ش در انتشارات «اسوه »تهران چاپ ومنتشر شد .نسخه هاي متعددي از «انوار العقول »در كتابخانه هاي ايران ازجمله مشهد مقدس موجود است .

4-اصباح الشيعه بمصباح الشريعه :در فقه شيعه ودر زمان خودش از شهرت بشزايي برخوردار بوده است .كيذري در آناز «المبسوط »و«النهايه »شيخطوسي و«المراسم »سلار ديلمي و«الغنيه »ابن زهره حلبي وهمچنين از آراي سيد مرتضي وابن طرابلسي ،بسيار نقل كرده كه نشان دهنده عدم جمود فقه امامي در سده ششم است وبرخي از فقهاي متاخر همچون علامه حلي در «مختلف الشيعه »وصاحب «جواهر »وفاضل هندي د ر«كشف اللثام »بدان استناد كرده اند .

اين كتاب به تحقيق شيخ ابراهيمبهادري با مقدمه استاد آيت الله جعفر سبحاني ،به سال 1416قمري ،توسط موسسه الامام الصادق (ع)در قم چاش ومنتشر شده است .

5-شرح الشريعه  :اين كتاب در فقه شيعه وتهذيب وتاليفي مجدد از كتاب «المهذب »قاضي عبدالعزيز حلبي معروف به ابن براج (متوفي 481ه)است كه كيذري در حدائق الحقايق از آن ياد كرده است .

6-تنبيه الانام لرعايه حق الامام :كيذري ،خود در پايان كتاب خمس «اصباح الشيعه »وبحث از انفال ورخصت ائمه (ع)به شيعه در تصرف در پاره اي ازحقوق به اين كتاب خود اشاره دارد .

7-كفايه البرايا في معرفه الانبياءوالاولياء:در علم كلام ودر مورد شناخت پيامبران واولياءالهي است ومحدث نوري ،جمله اي از عبارات آنرا در «خاتمه المستدرك »آورده است .

8-لب الباب في بعض مسائل الكلام :درعلم شيعه كه خود كيذر ي در «حدائق الحقايق »وشيخ آقابزرگ در«الذريعه »ومدرس تبريزي در «ريحانه الادب »از آن ياد كرده اند .

9-براهين الجليه في ابطال الذوات الازليه :در علم كلام ،كه صاحب «روضات الجنات »وشيخ آقا بزرگ تهراني از اين اثر ياد كرده اند .

10-مباهج المهج في مناهج الحجج :اين كتاب به فارسي ودر سيره معصومين (ع)وفضايل ومعجزات آن بزرگواران است وسيخ ابوسعيد حسن شيعي سبزواري آن راتخليص كرده و«بهجه المباهج »ناميده است .اين اثر اخير الذكر به تحقيق آقاي مالك محمودي در دست انتشار است .نسخه از «مباهج المهج »در كتابخانه مسجد اعظم قم ونسخه اي ديگر از آندر كتابخانه مدرسه ايه الله گلپايگاني قم ،موجود است .

11-الدررفي دقائق علم النحو :در علم نحو كه كيذري از اين كتابش در «حدائق الحقائق »نام برده امست .

12-شرح االايجار :اين كتاب نيز در علم نحو بوده ودر« اصباح الشيعه» ازآن ياد شده است

13-الخلاصه في علم الكلام :كتابي است مختصر در علم كلام كه به تحقيق رضا مختاري ويعقوب علي برجي وبر مبناي دونسخه كتابت شده در سال 880و898در مجموعه ميراث اسلامي ايران وزير نظر رسول جعفريان به چاپ رسيده است در الذريعه به نسخه كتابت شده ودر 657نيز اشاره شده است

14-بصائر الانس بحظائر القدس :از اين كتاب با عنوان «حظائر القدس »نيز باد شده است .زين الدين علي بن محمد بياضي (متوفي 877ه)در كتابش «الصراط المستقيم »از آن مطلب كرده وبرخي از طرق روايت كيذري را آورده است .

 انجمن كتابخانه هاي عمومي سبزوار

  مشاهير سبزوار 

 قطب الدين كيذري

www.sabzevarlib.ir